الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

116

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

بلكه در گوشه‌اى نشسته يا خوابيده يا منظرهء زيباى دريا را تماشا مىكند و نظير اسناد وجود و هستى بسوى لفظ و معنى كه مىگوئيم : اللفظ موجود و المعنى ايضا موجود : منتهى اسناد وجود بسوى لفظ حقيقى است چون متكلم در حين تكلم الفاظ را ايجاد مىكند و به مخاطب القاء مىكند و بسوى معنى مجازى است چون متكلم معانى را مستقيما ايجاد نكرده بلكه بتوسط الفاظ اين معانى موجود مىشوند كه در حقيقت وجود واحدى است كه منسوب الى اللفظ اولا و بالذات و الى المعنى ثانيا و بالعرض . سؤال : آيا منظور از تبعيت در ما نحن فيه به اين معنى است ؟ جواب : خير اين معنى از تبعيت مراد نيست به دو دليل : 1 - بدليل اينكه طبق اين معنى از تبعيت ما يك وجوب حقيقى بيشتر نداريم كه همان وجوب ذى المقدمه است و وجوب ثانى ، يعنى وجوب مقدمه ، وجوب مجازى است درحالىكه ما مىخواهيم بگوئيم همان‌طورى كه ذى المقدمه حقيقتا وجوب دارد ، مقدمه هم حقيقتا وجوب دارد منتها دو سنخ وجوبند يكى وجوب استقلالى و نفسى و ديگرى وجوب تبعى و غيرى . نظير اينكه مىگوئيم : جواهر در خارج موجودند و اعراض هم در خارج موجودند منتهى وجود جوهر لنفسه است و وجود استقلالى دارد و وجود عرض لغيره است يعنى وجودى است غير مستقل ولى هر دو در خارج موجودند نه اينكه اسناد وجود به جوهر حقيقتا باشد و به عرض مجازى . اين اسناد نسبت بهر دو حقيقت است منتها اين‌ها دو سنخ وجودند . يك سنخ ، وجود جوهرى و سنخ ديگر وجود عرضى و هكذا در ما نحن فيه . 2 - اگر مراد از تبعيت ، وجوب عرضى و مجازى باشد و در حقيقت مقدمه وجوب شرعى نداشته باشد اين برمىگردد به همان لابديت عقليه مقدمه و چيزى زائد برآن نخواهد بود تا بتوانيم در اطراف آن بحث كنيم كه آيا وجوب شرعى دارد يا نه ؟ باز اين بحث ما بىثمر خواهد بود . 2 - معناى دوم : تبعيت به معناى مجرد تأخر در وجود باشد . وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است يعنى وجوب مقدمه از نظر رتبه متأخر از وجوب ذى المقدمه است